ابراهم والنتاين ويليامز جكسون ( مترجم : منوچهر اميرى و فريدون بدره اى )

17

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى )

« من آهنگ ايران دارم و براى سفر خود به گيلدر « 1 » نيازمندم » . - شكسپير ، كمدى اشتباهات « 2 » ، 4 ، 1 ، 3 . در راه سرزمين شير و خورشيد 1 در آخر ژانويهء 1903 ( - شوال 1320 هجرى قمرى يا ديماه 1281 شمسى ) بود كه من از دانشگاه كلمبيا « 3 » به مدت شش ماه مرخصى گرفتم تا بتوانم دوباره از مشرق‌زمين ديدن كنم . دو سال پيش از آن به هندوستان و سيلان سفر كرده بودم ، و اكنون مقصد من ايران و آسياى ميانه و غرضم ازين مسافرت مطالعه در آثار باستانى و تحقيق و تتبع علمى بخصوص دربارهء زرتشت و آيين قديم مغان بود ، زيرا از آغاز جوانى شيفتهء آن « مردان خردمند مشرق‌زمين « 4 » » شده بودم و مدتها بود كه حس مى - كردم كه مجذوب نيرويى شده‌ام كه مرا به سوى « سرزمين خورشيد » مىكشاند . اما ازين گذشته اميد داشتم كه چيزى بر معلوماتى كه از گذشته و حال ايران داريم بيفزاييم و بكوشيم تا روابطى كه ميان اين دو عصر وجود دارد بهتر شناخته شود . نقشهء من اين بود كه هرچه بيشتر سرزمينى را كه براى زرتشت شناخته بوده است بپيمايم ، و ماوراى خزر و تركستان نيز ازين جمله بود . گذشته ازين ، بر آن بودم كه جاهايى را كه در تاريخ ايران بيش از همه معروف است ديدن كنم .

--> ( 1 ) . guilder ، سكهء هلندى . ( 2 ) . Comedy of Errors ( 3 ) . Columbia ( 4 ) . اشاره به آيهء دوم از باب دوم انجيل متى است كه مىگويد پس از تولد عيسى « مردمان خردمند از مشرق‌زمين » به اورشليم آمدند و سراغ عيسى را گرفتند . اما بايد دانست كه عبارت Wise men from the East كه در متن انگليسى انجيل متى ديده مىشود در ترجمهء فارسى همان انجيل به صورت « مجوسى چند از مشرق » مذكور است زيرا همچنانكه مؤلف در آغاز فصل هفتم كتاب حاضر اشاره مىكند ، در نزد عيسويان نام مجوس با لفظ عقل و حكمت مترادف بوده است . م